
حیدر کاکی متولد 1351 در گوران استان کرمانشاه، نوازندهی تنبور، تار و سه تار، دانش آموختهی دورهی کارشناسی موسیقی و کارشناسی ارشد آهنگسازی از دانشگاه سورهی تهران است.
نوازندگی تنبور را از کودکی شروع کرده و محضر اساتید قدیمی تنبور از جمله درویش علی میر درویشی و سید قاسم افضلی را درک کرده و طی سالیان متمادی از محضر استاد علی اکبر مرادی بهره های فراوانی برده است.آثار منتشر شده:1ـ آلبوم ته رز، انتشارات آوای باربد 2ـ نوایی دیگر، انتشارات حوزه ی هنری 3ـ آلبوم سحرگاهان با صدای بیژن کامکار، شرکت سروه مهر4ـ نوای تنبور، انتشارات ماهور 5ـ کتاب زمینه ی شناخت تنبور، انتشارات نوید شیراز 6ـ کتاب ردیف سازی تنبور، شامل مقام های مجلسی و مجازی تنبور به روایت استاد علی اکبر مرادی ـ در دست انتشار و همچنین همکاری در تدوین کتاب صد درس استاد علی اکبر مرادی و مقالاتی در فصلنامه ی موسیقی ماهور و ماهنامه ی هنر و موسیقی.
گفت و گوی ما را با این هنرمند برجسته بخوانید:
امروزه بعد از گوران، شهرستان صحنه گسترده ترین مرکز رواج تنبور است و سپس کرمانشاه، لرستان، همدان، تهران و تبریز و در کردستان عراق شهر کرکوک و اطراف آن گروهی با نام کاکه ای هستند که تنبور در میان آنها بسیار رواج دارد.
هر نوازنده ی تنبور می بایست ساز خود را به خوبی بشناسد. یعنی نوازنده ی تنبور علاوه بر مطالعه در خصوص پیشینه ی آن با مشق و شاگردی، مقام های آن را فرا گرفته باشد. نوازنده ای که مقام ها را یاد نگرفته باشد مثل این است که بگوید من تار می زنم اما ردیف موسیقی دستگاهی را بلد نیستم یا کسی بگوید موسیقی کلاسیک غرب کار می کنم ولی موتزارت را نمی شناسم. این گونه افراد ممکن است خیلی تند و سریع ساز بزنند ولی مطمئناً درک درستی از ساز خود ندارند.
به نظر من با وجود این منابع مرجع در این خصوص هیچ کم کاری و قصوری قابل قبول نیست.
همانگونه که در پاسخ به سوال اول شما اشاره کردم، خاستگاه اصلی مقام های تنبور منطقه ی گوران کرمانشاه است و در مناطقی مانند صحنه، مقام ها کمی تحت تاثیر موسیقی دستگاهی و خانقاهی قرار گرفته و همواره با زایش مقام های جدید روبرو هستیم به گونه ای که ساقی نامه ـ که از گوشه های موسیقی سنتی است ـ را یک مقام می دانند و یا پروفسور ژان دورینگ از قول مرحوم نورعلی الهی حدود 140 مقام روایت کرده که عمدتاً موسیقی فولکلور کُردی هستند و ربطی به مقام ها و موسیقی تنبور ندارند و در دیگر مناطق نیز اتفاقات این چنینی افتاده.
ـ ورود چنین اتفاقاتی به حوزه ی تنبور بدون پشتوانه ی علمی و کارشناسی چقدر می تواند تنبور و مقام های آن را در معرض خطر قرار دهد؟ خوشبختانه در پی زحمات، تحقیقات و پژوهش های استاد علی اکبر مرادی تمام مقام های تنبور جمع آوری و ثبت شده و هر هنرجویی می تواند آنها را فرا بگیرد. اما از روزی که تنبور وارد موسیقی جدی ایران شد و به مردم شناسانده شد همیشه افرادی ناآگاهانه و شاید آگاهانه با روی آوردن به حاشیه هایی که هیچگاه به نفع تنبور و موسیقی آن نبود، دامن می زدند و از ناآگاهی عامه ی مردم و گاهی موسیقی دانان از این ساز و موسیقی آن سوء استفاده کرده و با تقدس نمایی و ظاهرنمایی های فریبنده و ادعاهای کاذب نه تنها چیزی به شاگردان خود یاد ندادند بلکه آنها را از موسیقی دور و وارد عرصه های دیگری می کردند. به گونه ای که هنوز عده ی زیادی معتقدند که حتما با ظاهری خاص حق نوازندگی با این ساز را دارند. امیدوارم دوستان نوازنده و اساتید فارغ از هرگونه حاشیه ی انحرافی، تنبور و موسیقی آن را انتقال دهند.
متاسفانه بعضی امروزه هم درویش هستند و هم نظرات غیرکاراشناسی ارایه می دهند. مثلا من شنیده ام که می گویند این ملودی اگر با فلان شعر همراه باشد یک مقام و اگر با شعر دیگر خوانده شود مقام دیگری نام می گیرد. حالا سوال اینجاست مگر می شود یک ملودی دو تا مقام باشد؟ لذا علاقه مندان به موسیقی تنبور نیز باید هدفمند و با آگاهی بیشتری دنبال این ساز باشند.
مقام های تنبور با سایر موسیقی های ایرانی به خصوص موسیقی دستگاهی اشتراکات زیادی دارد. این پیوندها را می توان در اجرای نوازندگانی که هم با موسیقی تنبور و هم موسیقی دستگاهی آشنا هستند مشاهده نمود. به طور مثال هنگام اجرای «غریبی» به سادگی می شود وارد دستگاه ماهور شد و یا از مقام «الوَن» می شود وارد دستگاه نوا و گوشه ی نهُفت شد و از طریق «گُل وَ خاک» و یا «گِل وه دره» وارد موسیقی تنبور شد. و یا مقام هایی مانند «شاخوشینی»، «حقن حقن»، «هی گیان» و «داود نه کوره» که فواصل آنها منطبق بر دستگاه چهارگاه و گوشه های آن مانند منصوری است با این تفاوت که در موسیقی تنبور رُبع پرده وجود ندارد و رُبع پرده ها با مهارت نوازنده تعدیل و به صورت نیم پرده اجرا می شود.
ـ طی سالیان اخیر، تنبور با موسیقی دستگاهی ایران ارتباط تنگاتنگی پیدا کرده و حتی برای آن نُت نویسی هم شده است (صددرس، استاد علی اکبر مرادی). این ارتباط، در تثبیت جایگاه واقعی تنبور چقدر می تواند نقش آفرینی کند؟ واقعیت این است که تمام موسیقی های نواحی ایران با ردیف موسیقی دستگاهی اشتراکاتی دارند و اگر به گذشته ی آنها برگردیم هر دوی آنها را از یک منبع خواهیم یافت. هم اکنون که ارتباط بین فرهنگها بیشتر شده هنرمندانی همچون استاد علی اکبر مرادی با تسلطی که بر انواع موسیقی ایرانی دارند از این نقاط مشترک بین موسیقی تنبور و ردیف و دیگر موسیقی های نواحی ایران جهت تعامل و ارتقای موسیقی تنبور بهره برده اند. در مورد نُت نویسی تنبور هم که فرمودید من غیر از کتاب «صد درس» کتاب های دیگری هم دیده ام اما هیچ کدام مانند «صد درس» علمی و هدفمند و در راستای فراگیری موسیقی تنبور نیست.
ـ تابستان گذشته کنسرت های تکنوازی تنبور در تهران و همدان و ... داشتید. در باره ی اهداف این کنسرت ها و چگونگی ادامه ی آن صحبت بفرمایید؟
این برنامه به دعوت هنرمندان و دوستان علاقه مند به ساز تنبور بود. در کنار کنسرت هایی که در تهران، همدان و اصفهان داشتم یک کارگاه آموزشی تنبور نیز برگزار کردم و هدفم از این کارگاه ها، آشنایی علاقه مندان تنبور با مقام ها، فرهنگ و پیشینه ی این ساز و معرفی و اجرای صحیح مضراب های متنوع و استایل درست دست راست و چپ بود که متاسفانه کمتر مورد توجه قرار می گیرد.
گفتکو از فرهاد کریمی
برچسب:
نویسنده: محمد میرزایی