
بر اساس اسنادی که در شوش و تپه های بنی یونس موصل به دست آمده، قدمت ساز تنبور و نواختن آن به بیش از پنج هزار سال بر می گردد و می توان ردپای آن را در زمان و زندگی و آثار بزرگانی چون «باربد»، «بابک خرم الدین»، «اردشیر بابکان»، «فارابی»، «فردوسی»، «ابوعلی سینا»، «صفی الدین ارموی»، «عبدالقادر مراغه ای» و... یافت؛ اما درباره ی موسیقی تنبور و آنچه از مقامات عرفانی آن امروز نیز وجود دارد، باید به قرن دوم هجری اشاره کرد که «بهلول» توسط یاران (فرشتگانش) نوای حقیقت و آیین سپاسگزاری از معبود خود را با نوای تنبور سر می داد یا در قرن چهارم که «شاه خویشن [خوشین]» با سپاه نهصد نهصد معروفش تنبور و موسیقی اش را محوریت سازهای خود قرار داد یا زمان «سلطان اسحاق» در قرن هشتم که جمع آوری موسیقی و مقامات تنبور را جزو مأموریت اصلی یارانش قرار داد. (صفی زاده، ۱۳۶۱، صص ۱۵۲ و ۱۵۳) این روند در سده های مختلف همچنان ادامه داشته است؛ به طوری که در غرب ایران و بعضی از مناطق کردنشین ِ همجوارش هنوز طبق ه ن آیین ِ هزار سال پیش تر خود، به صورت دسته جمعی و با همراهی مقامات عرفانی تنبور ذکر و راز و نیاز به درگاه معبود خویش را با خواندن اشعار مقدس و سرودهای دینی و طبق فرمول های ملودیک مشخص که مقام یا طرز نام دارد، بیان و اجرا می کنند و چه زیباست شکرگزاری و سپاس به درگاه خالق یکتا با لحنی موسیقایی و نوایی که از درون انسان برمی خیزد.
روشن است که چنین سازی با آن موسیقی بکر و غنی، سازندگانی توانا داشته و دارد که می توان قدیمی ترین و بااصالت ترین کارگاه و سازندگان آن را که هنوز نیز بر تعهد اجدادی خود، که ساخت ساز تنبور است پایبندند، خانواده ی «فرمانی» از گهواره دانست. سازهای تنبور ُ ایشان با مهر «اسداله گهواره» با هنرمندی تمام ساخته می شود و از شهرتی فرامرزی برخوردار است و قدمت ساخت تنبور را می توان در منطقه ی گوران حداقل تا ۲۶۰ سال پیش بررسی کرد.
در گوران کرمانشاه منطقه و روستای زیبا و خوش آب و هوایی به نام «گهواره» وجود دارد که در طول تاریخ، مرکز حرکت های فرهنگی آیینی و اجت عی و از همه مهم تر مأوایی برای رشد و نمو ِ استادان موسیقی تنبور و سازندگان نامی آن بوده است. روستای گهواره در سال های ۱۱۱۴ تا ۱۱۲۶ هجری شمسی در پی مهاجرت عده ای از روستاهای همجوار به مکان فعلی تشکیل شده است. در اواخر حکومت نادری پس از کشته شدن «محمد بیگ» (حاکم منطقه ی گوران) «ملک یاسم خان» فرزند رشید، ایشان حاکم وقت منطقه شد و با توجه به تفکر و دید وسیع فرهنگی برای پیشرفت منطقه، خانواده های صنعتگر را از منطقه ی بهار همدان (حکومت نشین سابق کردستان) به منطقه آورده است که ّ استاد «فرمان نجار» نیز یکی از آن خانواده ها بوده اند. (خدایاری، ۱۳۹۲، ص ۱۱۲) استاد فرمان با توجه به حضور نوازندگان و مقام دانان منطقه به ساخت ساز تنبور در کارگاه خود شروع کرد که خوشبختانه بعد از ایشان فرزندش «سلی ن» نیز راه پدر را ادامه داد و حرفه ی تنبورسازی سینه به سینه و به صورت موروثی در این خانواده ادامه یافته است. امروزه نیز بعد از هفت نسل، همچنان نوادگان ایشان میراث دار پدران خود هستند و به صورت مستمر، با ه ن روش و سبک قدیمی مشغول به ساخت تنبور هستند. تنبورهای ساخته ی دست ایشان اکنون با نام تنبور اسداله گهواره ساخته می شوند. محل کارگاه همچنان ه ن مکانی است که استاد فرمان، آن را حداقل ۲۵۰ سال پیش دایر کرده و این صنعت هنوز با ه ن سبک و سیاق دیرینه ی خود به صورت خانوادگی و از پدر به پسر انتقال یافته و در حال فعالیت است. اسامی این استادان به ترتیب عبارت اند از: ۱. فرمان، ۲. سلی ن، ۳. فتحعلی، ۴. حسین، ۵. چنگیز، ۶. شمس اله، ۷. اسداله (و برادرانش)
چنگیز پدربزرگ اسداله به پاس قدردانی و احترام به جد بزرگ خود، فرمان، نام خانوادگی «فرمانی» را برای خانواده اش برگزیده است و می توان گفت که او حرفه ی تنبورسازی را در حد اعلایی پیش برده و ارتقا بخشیده است؛ به طوری که می توان تنبورهای ساخت ایشان را طی ۱۰۰ سال اخیر از بهترین انواع تنبورهای ِ ساخته شده از نظر صنعت نجاری، فرم ساز و کیفیت صدادهی دانست. او شاگردان بسیاری را در زمینه ی تنبورنوازی و ساخت ساز تربیت کرده است که از آن جمله می توان به فرزند و نوه اش شمس اله و اسداله و نیز استاد «طاهر یارویسی»، مقام دان و تنبورنواز و مرحوم «عزیز مراد زارعی» را نام برد.
اما بعد از فوت چنگیز در سال ۱۳۵۰ طی ۴۰ سال گذشته، اداره ی کارگاه به عهده ی استاد اسداله بوده است. بنا به روایات محلی استاد چنگیز، انسانی بسیار وارسته بوده که عاشق و شیفته ی هنر آباء و اجدادی خود بوده است؛ به طوری که هیچ گاه از موطن خود، یعنی گهواره بیرون نرفته و معتقد بوده است که «تمام دنیا را در وجود خود یافته است.» روایت افرادی که با ایشان مراوده داشته اند از این قرار است که هرگاه وی تنبوری می ساخته که صدای آن به گوشش خوش نمی آمده بر آن می گریسته و از سازش صدایی خوشْ طلب می کرده است. در این باره استادان اسداله فرمانی و طاهر یارویسی نیز نقل می کنند که در اواخر دهه ی چهل استاد چنگیز، تنبوری به سفارش «درویش علیمیر درویشی» که از اساتید مقام دان و شاعری حاذق در دوران خویش بوده است، می سازد و گویا بعد از ساخت تنبور، ساز صدای مورد نظر او را نداشته است. چنگیز از تنبور دل نگران و عصبانی می شود و بعد از یک ماه که مشغول انجام کارهای لازم برای به دست آوردن صدای مورد نظر می شود همچنان مشکل ادامه داشته تا جایی که بر تنبور می گرید و با خود زمزمه می کند که دیگر هیچ وقت به سازهایم عصبانی می شوم و تنبور دیگری برای درویش می سازد.
همچنین درباره ی استاد فتحعلی (پدربزرگ استاد چنگیز) روایت موثق دیگری وجود دارد که گویا ایشان چند روزی به دلیل سرما و برف شدید، کار در کارگاه را متوقف می کند و بعد از آن یک شب زمستانی بسیار سرد که در خلوت خود مشغول نواختن تنبور و خواندن کلام که مقام «تنه میری» نقل شده بوده است، کدخدا حاجی («کدخدا حاجی چغابوری») که مدتی بوده تنبوری را به استاد فتحعلی سفارش داده و شوق دریافت آن را داشته است، در حال برف روبی پشت بام، نوای تنبور استاد فرمان بر دلش می نشیند و ایشان آن صدا را نه تنها با گوش، بلکه در دل خود نیز حس می کند و در ک ل تعجب خانواده، شباهنگام در آن شرایط سخت عازم منزل استاد فتحعلی می شود. استاد فتحعلی به دل از آمدن مه ن باخبر می شود و به اهل منزل امر می کند که چای را دم کنند و چند وقت بعد کدخدا با چش نی گریان به حضور استاد فتحعلی می رسد.
این گونه روایت های شفاهی از اجداد فرمانی حاکی از عشق، صفا و پاکی درونی است که در وجود این خاندان بوده و همچنان در رگ و ریشه ی این خاندان وجود دارد و حتی شاید بتوان گفت عاملی که سبب شده تنبور کارگاه فرمانی (اسداله گهواره) طی سده های اخیر شهرتی به دست آورد، فارغ از مسائل فنی و تجربی، این گونه منش و اخلاق ارزشمند انسانی است که همچنان میان برادران فرمانی ادامه دارد.
اکنون پسران استاد شمس اله در کارگاه تنبورسازی برادران فرمانی در کنار یکدیگر مشغول ساخت تنبور هستند و طی چند سال اخیر بابک فرزند استاد اسداله نیز به حرفه ی پدرش در این کارگاه مشغول شده تا هنرموروثی اجدادی خود را برای آیندگان محفوظ دارد. اسداله که برادر بزرگ تر و متولد ۱۳۳۴ است، فرزند شمس اله و نوه ی چنگیز فرمانی هستند که با همکاری برادران خود تنبورهایی ُ با مهر و نام اسداله گهواره می سازند و در کنار آن ها برادرانشان یداله، سعداله، عزت اله، فردین و همچنین فرزند ایشان، بابک نیز مشغول به کار هستند.
در این کارگاه تنبورهای یک تکه از جنس چوب درخت توت و گردو ساخته می شود که طبق گفته ی استادان اسداله و یداله طی چند سال اخیر چوب درختان دیگری ازجمله راش، چنار و... را نیز برای ساخت تنبور آزمایش کرده اند. اگرچه چوب توت َرد آن بسیار سخت تر و کار با آن مشکل تر است و گ نیز مشکلات تنفسی برای سازنده به همراه دارد، اما به دلیل ایجاد بهترین نوع صدا، ساخت تنبور را با این چوب انجام می دهند و تنبورهایی با کاسه ی یک تکه می سازند؛ این فرم و الگویی است که مختص به همین کارگاه بوده و بدون شک بهترین نوع تنبور است؛ چرا که به دلیل صدادهی خاص آن و همچنین راحتی نوازنده در حین نواختن از نظر مضراب و انگشت گذاری برای افراد حرفه ای ، کانون توجه چیره دستان تنبورنوازی قرار گرفته است. دقت در ساخت ساز نزد هنرمندان این کارگاه که طی سال ها تجربه و مشقت فراوان به دست آمده بسیار حیاتی است و حتی نوع گوشی و محل جای گیری آن کاملاً بر هم منطبق و میزان هستند؛ به طوری که به راحتی می توان آن را کوک کرد ِ و فارغ از نوع سیم، کوک ساز تا مدت ها صدای خود را حفظ می کند و به اصطلاح کوک آن شُل می شود. تقارن، فرم زیبای ساز و اندازه هایی که در قاعده و طول دسته و کاسه استفاده شده و همچنین زوایای کناری کاسه، طوری طراحی می شوند که نوازنده می تواند انواع ریز و مضراب های گوناگون را به راحتی اجرا کند و این خود در کیفیت نوازندگی اثر فراوانی دارد.
قدیمی ترین تنبوری که از این کارگاه بر جای مانده، تنبوری است که یک بار تعمیر شده و روی آن دست نوشته های خاصی حکاکی شده با این مضمون است: «هر کس این تنبور را بفروشد حتی حسین، باید یک گاو در بابا یادگار نذر کند.» همچنین دست نوشته ی دیگری به شهادت استاد «سید ولی حسینی»، مقام دان و یکی از اساتید در زمینه ی مقامات تنبور در ۱۰۰ سال گذشته، طی سال های دهه ی ۳۰ بر تنبور مشاهده می شود با این متن: «عمل استاد حسین سال ۱۱۷۰ شمسی» که ِ با توجه به اینکه سال ساخت درج شده بر تنبور با سال زیست استاد حسین مطابقت ندارد (طبق تخمین تقریبی سن نسل استاد فرمان، سال حضور استاد حسین حداکثر باید از ۱۲۲۰به بعد باشد) دو نظریه درخور بحث است: نخست اینکه با درنظرگرفتن تاریخ نوشته شده روی تنبور این ساز ساخته ی استاد فرمان است و طی تهاج تی که توسط دولت روس در سالیان (۱۲۹۳ تا ۱۲۹۶) در جنگ جهانی اول به غرب ایران انجام شد، این تنبور آسیب دیده و سپس در سال های بین ۱۳۰۰ تا ۱۳۱۰ توسط استاد حسین تعمیر شده که قدمت آن در این صورت بیش از ۲۲۰ سال خواهد بود و نظریه ی دوم طبق روایت ها، با توجه به درج نام استاد حسین و جملات حک و نوشته شده روی تنبور یادشده، این تنبور ساخته ی استاد حسین و مربوط به حداقل ۱۵۰ سال پیش است.
تنبور دیگری نیز وجود دارد که ساخته ی استاد حسین بوده و مربوط به حداقل ۱۰۰ سال پیش است و بر آن اسم «سید شمس الدین حیدری» نوشته شده که استاد حسین به دلیل ارادتی که به این خانواده داشته است آن را هدیه و پیشکش کرده است. این دو تنبور، قدیمی ترین تنبورهای ساخته شده در این کارگاه هستند که بعد از گذشت سالیان فراوان، ناله و نوای رسایشان گویای خاطرات، دوستی ها و مشقت هایی است که می توان محل ساختشان را کارگاهی به نام عشق نامید.
بعد از تأسیس حکومت زندیه در حدود سال های ۱۱۶۳ هجری قمری (۱۱۲۸ شمسی) تعدادی از خانواده های صنعتگر از منطقه ی بهار همدان به منطقه ی گوران مهاجرت کردند (خدایاری، ۱۳۹۲، ص ۱۱۲) که طی این مهاجرت ها استاد فرمان در گهواره و محل فعلی کارگاه ساکن شد و کارگاه خود را دایر کرد. بر همین اساس و همچنین با توجه به تنبورهای ساخته شده ی آن زمان، می توان قدمت کارگاه را بیش از ۲۵۰ سال در نظر گرفت و این خود بازگوکننده ی این است که این کارگاه و مکان، قدیمی ترین محل ساخت ساز تنبور است که هنوز ساخت ساز با ه ن روش قدیمی در آن ادامه دارد.
منابع:
۱. صفی زاده بوره که ئی، صدیق. ۱۳۶۱. نوشته های پراکنده درباره ی یارسان اهل حق. تهران: عطایی.
۲. خدایاری، نعمت. ۱۳۹۲. نگین سبز زاگرس گهواره. کرمانشاه: طاق بستان.
۳. تحقیقات میدانی نویسنده در منطقه ی گوران (گهواره) کرمانشاه.
نویسنده: فرزاد بازگیر
دانلود مقاله در قالب فایلPDF
مجله هنر موسیقی
برچسب:
نویسنده: محمد میرزایی