در دوره شاه فضل (یکی از بزرگان و عرفای آئین یارسان) هفت تن از بزرگان می زیستن، شاه فضل ولی دون (سلطان صحاک)، بّره دون (بابایادگار)، عینه ھمان انالحق منصور (رمزبار)، منصور حلاج دون (پیربنیامین)، ذکریا دون (پیرموسی)، ترکه دون (مصطفی) و نسیمه یا نسیمی دون (داود) می باشند که جم ھفت تنی را تشکیل داده اند.
شاه فضل که پیر و مرشد جم به حساب میآمد بره ای داشت که هر گاه نیاز بود سر آن را می برید و غذا تهیه می کرد و هرگاه امر می کرد دوباره بره زنده می شد و به یاران گفتند: اگر شما این کار را انجام بدهید بره زنده نمی گردد.
روزی شاه فضل خود را از دید یاران پنهان کرد. در آن وقت چون یاران گرسنه ماندند بره را سر بریدند و گفتند پس از آنکه گوشت آن را خوردیم دوباره فرمان میدهیم تا زنده گردد، اما هر چه فرمان دادند بره زنده نگشت تا اینکه شاه فضل خود را به یاران نشان داد و بره را نیافت و از ایشان پرسیدند که چه بر سر بره آمده است؟
پس از آنکه دستور فرمودند و بره زنده گردید پرسیدند: چه بر سر تو آمد؟
کی سر شما را برید؟ عرض کرد تُرکه، فرمود کی پوست ترا در آورد؟ عرض کرد نسیمی، فرمود کی شما را به دار کشید؟ عرض کرد منصور، فرمود کی ترا َشق کرد؟ عرض کرد ذکریا.
فرمودند که ھر یک به سزای خود خواهند رسید، پس از مدتی غلامان شاه فضل ھمانطورکه فرموده بود به سزای خود رسیدند.
در این کلام با اشاره هر کدام از یاران به عملی که انجام داده اند ابراز ندامت می کنن و می گویند که دست بر نمی دارند از عشقی که به مراد خود دارند.
ترکه مرمو:
دردم از حیدر درمانم از حیدر
کفرم از خودم ایمانم از حیدر
ترکه من آسا بورانم سر
دست بر نمی دارم از دامان حیدر
نسیمی مرمو:
دردم از دوست درمانم از دوست
کفرم از خودم ایمانم از دوست
نسیمی آسا بکنانم پوست
دست بر نمیدارم از دامان دوست
منصور مرمو:
دردم از یار درمانم از یار
کفرم از خود ایمانم از یار
منصوری آسا بکیشانم و دار
دست بر نمیدارم از دامان یار
ذکریا مرمو:
دردم از حق درمانم از حق
کفرم از خودم ایمانم از حق
ذکریا آسا بکرانم شق
دست بر نمی دارم از دامان حق
مقام شاه خوشینی از مقام های کلام موسیقی تنبور می باشد و منتسب به شاه خوشین از بزرگان آئین یارسان است. شاه خوشین اهل لرستان (اوایل قرن پنجم هجری) بوده است و مادر او جلاله خانم نام داشته است.
جلاله خانم همچون مریم مقدس بدون آنکه ازدواج کند باردار می شود و پدرش او را مورد سرزنش قرار میدهد و در کوه رها می کند. در آن هنگام مردی به نام باباردا به او میرسد و نوید تولد فرزندی را میدهد که پاک سرشت است.
در بین مقامهای تنبور 2 مقام به نام شاه خوشین است که کلام آنها به زبان فارسی می باشد.
منابع:
شرحی بر زندگی سید عماالدین نسیمی
مجموعه مقامات یاری (استاد علی اکبر مرادی CD شماره2)
زمینه شناخت تنبور (استاد حیدر کاکی)